از تو برای تو مینویسم...
از تو برای تو مینویسم...
♥توچون یک واژه نیلوفری رنگ میان دفتردل ماندگاری اگرشهدنگاهت فرصتی داشت به یادم باش درهرروزگاری ♥
نوشته شده در تاريخ شنبه 9 ارديبهشت 1396 و ساعت 3:38 PM توسط fariba |

در گذرگاه زمان.گردش خاطره ها.خیمه شب بازی دهر.با همه تلخی و شیرینی خود میگذرد.عشقها می میرند،رنگهارنگ دگر میگیرند.

و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ....دست ناخورده بجا میمانند.

زندگی را برایت زیبا میسرایم ولحظه های تکراری و بیقرارش را مرور نمیکنم.روزهایت به رنگ ترانه های پرشکوه بهاری بادوامواج پرخروش آینده درسازآرامش وجودت ساکت و خاموش باد.

امید آنکه همواره در اوج خوشی باشی


موضوع : | بازدید : مرتبه
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 20 آذر 1396 و ساعت 10:39 PM توسط fariba |


داداش که داشته باشی…یکی هست که وقتی ناراحتی تنها امیدت اینه که اون باورت داره و منتظر شندن حرفاته
داداش که داشته باشی… یکی هست که با وجود اینکه حرفات تکرارین و همش غر زدنن انکار میکنه و میگه بگو
داداش که داشته باشی… یکی هست خطاهاتو که براش میگی عصبی میشه و رگ غیرتش به جوش میاد
داداش که داشته باشی…یکی هست که اعصاب خوردت رو سر اون خالی میکنی و اون آرومت میکنه
داداش که داشته باشی…یکی هست که لب و لوچه آویزونت رو به لبخند تبدیل میکنه با حرفاش
داداش که داشته باشی…یکی هست وقتی یهو یچی بگه اونم بگه :کیه برم خط خطیش کنم؟؟!!
داداش که داشته باشی… یکی هست بگه رفتارت خوبن ولی گاهی زود قضاوت میکنی
داداش که داشته باشی…یکی هست که همیشه نگرانش باشی نگران خوب بودنش دیر کردنش غیبتش
داداش که داشته باشی…یکی هست که حواسش به تک تک حرفات باشه و تو هم سرتا پا به گوش باشی
داداش که داشته باشی… یکی هست بگه غلط کردی ناراحتی بیخود میکنی ناراحتی ملتففففت؟؟!
توام بگی اره… اونم بگه دِ نشد : مللللتتفففت؟؟ توام جیییغ بزنی بگی اررررهㄟ(ツ)ㄏ
خلاااصه داداش که داشت باشی انگار دنیاااا رو داری
موضوع : | بازدید : 7 مرتبه
نوشته شده در تاريخ شنبه 11 آذر 1396 و ساعت 2:19 AM توسط fariba |

 


تولدت مبارک ، تولدت مبارک

بادا بادا بادا تولدت مبارک

شادا شادا شادا تولدت مبارک

بادا بادا بادا تولدت مبارک

شادا شادا شادا تولدت مبارک

ای دوست تولدت مبارک

جانا تولدت مبارک 

خانم تولدت مبارک

آقا تولدت مبارک

**

جشنی نباشد زیباتر از این

شمع از تو روشن , کیک از تو شیرین

جشنی نباشد زیباتر از این

شمع از تو روشن , کیک از تو شیرین

ای دوست تولدت مبارک

جانا تولدت مبارک

خانـوم تولدت مبارک

آقا تولدت مبارک

 

 

 


و امروز دوباره متولد می شوی

و شمع ها ، که سهم توست از زندگی

و ستاره هائی که به میهمانی آمده اند

و شکوفه هائی که دوباره خواهند شکفت

و عطری که نصیب پروانه هاست

و تو سهم من از تمام زندگی

تولدت مبارک پسر نازم

روز تولدت آغاز سفر زیبا و پرهیجان تو به“دور خورشید در ۳۶۵ روز” است..امیدوارم در این سفر به خواسته هات برسی و شاد و سلامت باشی کوچولوی من
برات بهترینها رو آرزو میکنم مهربونم

۱۳۹۶/۹/۹ پنجشنبه تولد ۶ سالگی...

 

 


موضوع : تولد...تولد...تولدت مبارک | بازدید : 8 مرتبه
نوشته شده در تاريخ جمعه 26 آبان 1396 و ساعت 7:23 PM توسط fariba |
Fariba:
وفات جانگداز و مظلومانه اشرف مخلوقات خاتم الأنبیاء محمد بن عبدالله (ص) در ۲۸ صفر سال ۱۱ هجری در سن ۶۳ سالگی بوده است. رسول گرامی و اهل بیت وی، مظهر تامّ اسمای الهی و آیینه تمام نمای صفات جمال و جلال حقّ اند. آنان، پیشوایان بشر به سوی فضایل و ارزش‌های متعالی انسانی و الهی اند و آشنایی با ابعاد گوناگون شخصیت و زندگی این رهبران الهی، بهترین توشه سالکان راه حقیقت و پاکبازان طریقِ سعادت و کمال است.

۲۸ صفر همچنین سالروز شهادت سبط اکبر پیامبر، امام حسن مجتبی (ع) نیز هست که در روز‌های طوفانی صدر اسلام همچون بازویی پرتوان در کنار پدر بزرگوارش و نیز در دوران زمامداری کوتاه خودش از کیان اسلام و مسلمین دفاع کرد، ولی نیرنگ منافقان و دشمنان اسلام که لباس دوستی دین و امارت مسلمین را به دروغ بر تن کرده بودند، از کاسه زهرآگین دشمن خانگی بیرون آمد و دومین شهید امامت به جهان اسلام تقدیم شد.








موضوع : | بازدید : 10 مرتبه
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 25 آبان 1396 و ساعت 12:33 AM توسط fariba |

 


امیر کوچولوی ما یکسال و هفت ماهه است.
چندتا کلمه میگه و برای فهموندن منظورش به ما از زبان اشاره استفاده میکنه و جیغ میزنه.تازگی داره حرفهای مبهم میزنه بنظر خودش با ما صحبت میکنه.
کلماتی که میگه: کپش(کفش).نوو (نور)
.مامان.بابا.عباس.بابایی.داداچ(داداش) .علی. به به. آب. خخخ( خیارشور و خیار) .ششش (شیر).خدا خدا و....


**** جوجمون دوست داره کلاه سرش بذاره.و توی خونه راه بره.🤠🤠🤠

هرکاری که داداشیش انجام بده امیرکمون هم انجام میده

عاشق کاپشن نارنجی رنگش هست و همیشه موقع بیرون رفتن میخواد اونو بپوشه.لباسهای جدیدی ک میخریم و میپوشیم میگه دربیارید به من بپوشونید🤦‍♀موقع بیرون رفتن خودش لباسهاش انتخاب میکنه

پا توی کفش بزرگترش میکنه

 

 

دندونهای وروجک همگی دراومدن بجز دوتا نیش پایین و نیش بالا سمت راست 🙃🙃


به خاطر تو هم شده همیشه آبی می مانم

به خاطر تو هم شده تمام روزهای بعد از این مهربانتر خواهم شد

دلم میخواهد دستهایت را بگیرم

 روی دستهایم تکانت دهم بخوابی

برایت با زبان کودکانه قصه بگویم

بهانه بگیری و من کلافه شوم

بریزی

بپاشی

و من حرص هایم را سر بیخیالی خالی کنم

 

 


موضوع : خاطرات سال 1396 | بازدید : 12 مرتبه
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 25 آبان 1396 و ساعت 11:36 AM توسط fariba |


عشقولانه های داداشیا
رفتیم برای آزمایش خون ، داشتن از امیر کوچولو خون میگرفتن و جوجمون گریه میکرد.وقتی اومدیم بیرون محمد با حالت بغض و ناراحتی گفت: مامان داشتن از امیر خون میگرفتن من قلبم یه جوری میشد.دردم میومد.اخه داداشم کوچولوئه گناه داره
پ.ن:قربون احساساتت برم من الهیییییی

موقع خوردن غذا من هرکاری میکنم امیر دهنش باز نمیکنه .فقط از دست داداشیش غذا میخوره

امیر مداد و دفتر اورده تا نقاشی بکشه میره به محمد میفهمونه بیا باهم نقاشی کنیم.محمد هم با اینکه داشت یه بازی دیگه میکرد بخاطر داداش کوچولو قبول کرد باهاش نقاشی بکشه.

هرکار محمد میکنه، امیر هم باید انجام بده.نقاشی محمد زدیم به دیوار اتاقش.امیر هم رفت نقاشی کشید با زبون اشاره بهم فهموند نقاشی منم بچسبونوقتی چسبوندم براش ی خنده از ته دل کرد


نقاشی محمد


نقاشی امیر
یه دنیارم بگیرم باز....
تو تنها افتخار زندگیمی......
من و داداشیم
موضوع : | بازدید : 12 مرتبه
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 5 مهر 1396 و ساعت 10:42 PM توسط fariba |
پسر عزیز من امسال رفتی پیش دبستانی
عزیزکم روز جشن شکوفه ها حس و حال عجیبی داشتم.اشک شوق...خوشحالی...ترس و دلشوره...
نمیتونم حسم رو برات توصیف کنم.فقط از صمیم قلب برات آرزوی موفقیت دارم.پسر پاییزی من مهرت مبارک.
بوی ماه مهر، بوی مهربانی، بوی لبخند، بوی درس و مدرسه و شوق کودکانه در پیاده روها، بوی نمره های بیست، بوی دفتر حساب و مشق های ناتمام، بوی دوستی و محبت…

پاییز با خود شور می آورد و قاصدکها خبر بازگشایی مدارس می دهند، درختان آماده می شوند تا با شوق، برگهای رنگارنگشان را چون کاغذهای رنگی بر سر کودکانی که مشتاقانه به مدرسه می روند بریزند و سارها بر شاخه های انبوه درختان صف کشیده اند، تا آوازهای گرمشان را بدرقه کنند

نسیم، نفس های معطرش را هر صبح بر گونه های سرخابی کودکانه شان می دمد تا خواب را در سایه های کوتاه دیوار جا بگذارند و مشتاقانه تا حیاط منتظر مدرسه بدوند دیوارهای آجرنمای مدرسه را سراسر شور و شوق پر کرده است . کلاسها با آغوش باز در آستانه درها ایستاده اند تا میهمانان خود را در آغوش بکشند

واژه ها بر تخته های سیاه جان می گیرند و پروانه می شوند تا در نفس های هیجان زده کودکان پرواز کنند و فضای لرزان کلاس را گرم نمایند

چه شور و حالی دارد این روزهای آغاز مدرسه، روزهایی سراسر دلهره، شوق و اضطراب، روزهای مهر و مدرسه، روزهایی که خیابانها سرخوش هیجان لبریز صداهای کودکانه جاری در پیاده روهایند

روزهایی که عشق هر سحر، عاشقانه از پشت پنجره کلاس ها سرک می کشد تا با بالاآمدن آفتاب، تنشان را در نفس های معطر کودکان شست وشو دهند. روزهایی که آفتاب به شوق مدرسه رفتن هر صبح زودتر از آواز خروس ها بیدار می شود. روزهایی که ماه، بالای سر دفترهای مشق به خواب می رود

امروز اولین روز از ماه مهر و شروع فصل پاییز، ماه تحصیل، تلاش، مشق و مدرسه است ….
آغاز سال تحصیلی، آغاز سفر در مسیر دانستن و فهمیدن مبارک






موضوع : | بازدید : 16 مرتبه
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 30 خرداد 1396 و ساعت 0:07 AM توسط fariba |


Fariba:
Fariba:
امروز تولد توست و بهترین زمانی که خدا می خواست مرا با هدیه ای شاد کند !

آری درست است این هدیه قبل از وجود خودم از آسمان آمده

ولی مهم این است که از آن دل من بوده …

تولدت مبارک عزیزترینم !
20/3/96 جشن چهار نفره ما


موضوع : | بازدید : 42 مرتبه
نوشته شده در تاريخ شنبه 20 خرداد 1396 و ساعت 0:45 AM توسط fariba |
امتحاناتم شروع شده و دارم سختترین روزها رو میگذرونم. محمد مریض شد و تب کرد دقیقا شب امتحانم و امیر هم برنامه خوابش بهم ریخته .
روزها پسرا نمیذران درس بخونم شبها هم که دارم درس میخونم تنهام نمیذارن.
عکسها ساعت چهارصبح شب قبل از امتحان میانه
ولی امتحان خوب بود






اگر تو نبودی من بی دلیل ترین اتفاق زمین بودم

تو هستی و من محکم ترین بهانه ی خلقت شدم
موضوع : | بازدید : 37 مرتبه
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 24 صفحه بعد
درباره وبلاگ
دریارادردامن توجاگذاشته ام وامروزدرآوازموجهاپاورچین پاورچین راه میروم تابه قایق غروب برسم.اولین ستاره مرا به اقیانوس عشق میبردوشمال شادیها همینجاست.روبروی همین کرانه که رودهای رنگین کمان به آن میریزدوشهر آفتاب درآن جاریست. ساحل سرورمن همینجاست....در دامن تو...در دامن ماه....بادورنمایی دریا....‏*‏‏*‏‏*‏ محمدحسین زیبایی متولد9/9/1390 و امیرحسین زیبایی متولد 26/1/1395
موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
پيوندهاي روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاین : 2 نفر
بازديدهاي امروز : 70 نفر
بازديدهاي ديروز : 85 نفر
بازديدهاي هفته گذشته : 513 نفر
كل بازديدها : 381516 نفر
Powered By NiniWeblog.com

كد تغيير شكل موس